عشق يعنی پرگشودن
عشق يعنی سرفرودن
عشق يعنی محرم راز
دل در آن حاصل نمودن
عشق يعنی راز هستی
عاشقی را سربريدن
عشق يعنی بوی يک گل
در چمنزاری خزيدن
عشق يعنی آن جدايی
رفتن و هرگز نديدن
عشق يعنی ساز پنهان
گريه عاشق رو شنيدن
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 18:31  توسط حميد رضا وهاني
|
لب دریا
عصر ما عصر فریب
عصر اسمای غریبه
عصر پژمردن گلدون
چترای سیاه تو بارون
شهر ما سرش شلوغه
وعده هاش همه دروغه
آسموناش پر دوده
قلب عاشقاش کبوده
کاش تو قحطی شقایق
بشینیم تو یه قایق
بزنیم دل و به دریا
من و تو تنهای تنها
خونه هامون پر نرده
پشت هر پنجره پرده
قفسا پر پرنده
لبای بدون خنده
چشما خونه سواله
مهربون شدن مهاله
نه برای عشق میلی
نه کسی به فکر لیلی
کاش تو قحطی شقایق
بشینیم تو یه قایق
بزنیم دل و به دریا
من و تو تنهای تنها
اونقده میریم که ساحل
از من و تو بشه غافل
قایق و با هم میرونیم
اونجا تا ابد میمونیم
جایی که نه آسمونش
نه صدای مردمونش
نه غمش نه جنب و جوشش
نه گلای گل فروشش
مثل اینجا آهنی نیست
مثل اینجا آهنی نیست
پس ببین یادت بمونه
کسی هم اینو ندونه
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا
زنده بودیم اگه فردا
وعده ما لب دریا
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:19  توسط حميد رضا وهاني
|
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:54  توسط حميد رضا وهاني
|
بوی خوب گندم
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
اهل طاعونی این قبيله مشرقيم
تویی اين مسافر شيشه ای شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
توبه فکر جنگل آهن وآسمون خراش
من به فکر يه اتاق اندازه تو واسه خواب
تن من خاک منه ساقهء گندم تن تو
تن ما تشنه ترين تشنهء يک قطره آب
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا
شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا
تن تو مثل تبر تن من ریشهء سخت
طپش عکس يه قلب مونده اما رو درخت
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال تو
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال تو
نبايد مرثيه گو باشم واسه خاک تنم
تو آخه مسافری خون رگ اينجا منم
تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه
حالا با هر کی که هست هرکی که نيست داد ميزنم
بوی گندم مال من هر چی که دارم مال من
يه وجب خاک مال من هرچی ميکارم مال من

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 14:45  توسط حميد رضا وهاني
|
سلام دوستان عزیز
شرمندیه خورده سرم شلوغ بود(راستشو بخواین حال up کردن نداشتم یعنی حس نت نبود)
نه تونستم به شما سر بزنم نه یه دستی رو وبلاگ بکشم این حمید هم معلوم نیست کجاست
خیلی وقت ازش خبر ندارم نگرانشم ....
خب بگذریم یه چنتا شعر میزارم کیف کنید اگه دوست داشتید نظر هم بدید..
(عشق)
در بلندای زمان
غصه ی ما اول شد
از تو و غیر چه پنهان
دل ما پرپر شد
خواب دیدیم که مارا
لب مستانه دهند
نسب این دل دیوانه
به پروانه دهند
چه بسا خواب بدیدیم و
ندیدیم ز عشق
به کسی جز نی و نیرنگ
جزایی بدهند
دار دنیا تو مرا بس بودی
کار دنیا تو چه نا کس بودی
من برایت علفی هرز و تو اما از من
نو گلی تازه و نارس بودی
با تو از عشق چه گویم
که در این وادیه پست
تو همانا که همان
لقمه ی هر کس بودي
بمون
بمون که شب سایه زده
حال دلم خیلی بده
تو این سکوت کهنه گی
بودن تو یه نعمته
بمون که بی تو عشق من
میمیره سرنوشت من
جهنمه غیبت تو
بیا بمون بهشت من
بمون نزار که آه من
بگیردامن تو رو
ببین چِقَد دوسِت دارم
به خاطر دلم نرو
اگه بری عشق تو رو
تو کوچه ها جار می زنم
می شینمو اشک می ریزم
تو گریه گیتار می زنم
می خونم از رفتن تو
اینجوری دلبستن تو
بگو چه جور حالی کنم
به این دلم رفتن تو
می خونم از برگ خزون
بهت می گم نا مهربون
عاشقی اینجور نمی شه
واسم نذاشتی یک نشون
می خونم از گلای یاس
بهت می گم با التماس
اگر چه خوب اگر چه بد
با بد و خوب من بساز
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم اردیبهشت 1386ساعت 2:44  توسط حميد رضا وهاني
|
سلام دوستان عزیز
پیشا پیش .....
پیشا پیش که نه آخه چیزی به تحویل سال نمونده
سال جدیدو به همتون تبریک می گم برا همتون آرزوی موفقیت می کنم امید وارام سالی به دور از غم و غصه داشته باشین
اگر هم دوست داشتین سال جدیدو به ما تبریک بگین تو قسمت نظرات جا هست اصلا تعارف نکنید

برقرار باشید




+ نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 2:0  توسط حميد رضا وهاني
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 9:56  توسط حميد رضا وهاني
|
گل سرخ
دیدی ای غمگین تر از من
بعد از آن دیر آشنایی
آمدی خواندی برایم
قصه ی تلخ جدایی
مانده ام سر در گریبان
بی تو در شب های غمگین
بی تو باشد همدم من
یاد پیمان های دیرین
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد
آتش عشق و محبت
در خزان سینه افسرد
کنون نشسته در نگاهم
تصویر پر غرور چشمت
یک دم نمی رود از یادم
چشمه های پر نور چشمت
آن گل سرخی که دادی
در سکوت خانه پژمرد
قصه ی شهر سکوت
روزی دل من که تهی بود و غریب
از شهر سکوت به دیار تو رسید
در شهر صدا که پر از زمزمه بود
تنها دل من قصه ی مهر تو شنید
چشم تو مرا به شب خاطره برد
در سینه دلم از تو و یاد تو تپید
در سینه ی سردم ، این شهر سکوت
دیوار سکوت به صدای تو شکست
شد شهر هیاهو ، این سینه ی من
فریاد دلم به لبانم بنشست
خورشید منی ، منم آن بوته ی دشت
من زنده ام از نور تو ای چشمه ی نور
دریای منی ، منم آن قایق خرد
با خود تو مرا می بری تا ساحل دور
کنون تو مرا همه شوری و صدا
کنون تو مرا همه نوری و امید
در باغ دلم بنشین بار دگر
ای پیکر تو ، چو گل یاس سپید
+ نوشته شده در جمعه چهارم اسفند 1385ساعت 13:9  توسط حميد رضا وهاني
|
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن 1385ساعت 5:28  توسط حميد رضا وهاني
|
عشق ینی چی؟
میگن خوبه!
خیلی خوبه!
یکی میگه یه نوع درده!
یکی میگه هنوز واست زوده!
من که نمی فهمم ؟؟؟؟؟
ینی کسی پیدا میشه بگه عشق ینی چی!؟...
آخه خیلی ها میگن تو عاشقی!

من معتقدم هر چیزی یه تابانی داره آره ضرب المثل هر کی خربزه بخوره باید پایه لرزشم.......همینه حالا لرز عشق چیه؟
نظر میخوایم بچه ها حتما نظر بدین بگین
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 17:7  توسط حميد رضا وهاني
|